کلیات و مبانی حقوق ثبت شرکت ها(قسمت سوم)

آموزش

کلیات و مبانی حقوق ثبت شرکت ها(قسمت سوم)

طبق قانون یکی از مراجع صدور اسناد رسمی ادارۀ ثبت اسناد و املاکه، و از وظایف اون ثبت انواع شرکت­های تجاریه. طبق قانون مراجع ثبت شرکت­ها، در ثبت شرکت­نامه قائم مقام دفاتر اسناد رسمی هستن. بنابراین اسناد عادی شرکت­ها ( مثل صورت­جلسۀ تأسیس و تغییرات اساسنامه و اظهارنامه و تقاضانامه) بعد از ارائه به مرجع ثبت و انجام امور قانونی مربوط بهشون، ثبت میشن و اعتبار اسناد رسمی رو پیدا میکنن.

این نکته مهمه که توی ثبت شرکت و صدور سند رسمی، مرجع ثبت هیچ گونه بررسی و بازرسی حضوری از محل شرکت نداره (ثبت عینی نداره)، و از همین نظر ثبت ملک با ثبت شرکت­ها متفاوته، چون در ثبت املاک کارشناسان برای بازدید و نقشه برداری و انجام این قبیل امور به محل مراجعه می کنن (ثبت عینی)، ولی در ثبت شرکت­ها این طور نیست (ثبت غیر عینی).

روش ثبت شرکت­های تجاری با روش ثبت اسناد در دفاتر اسناد رسمی متفاوته. دفاتر اسناد رسمی موظفند تا هویت و هدف طرفین معامله رو مستقیماٌ مورد بررسی قرار بدن و درخواست طرفین معامله رو ــ که به صورت شفاهی یا کتبی ارائه میشه ــ بعد از مطابقت دادن با قانون، در دفتر مخصوص ثبت کنن، اما مرجع ثبت شرکت­ها تنها اسناد عادی­ رو که به مرجع ارائه میشه، ثبت میکنه.

در ثبت شرکت­ها مثل دفاتر اسناد رسمی نیازی به شاهد و حضور متقاضی برای ثبت نیست. در ثبت اسناد رسمی حضور شاهد و متقاضی برای تنظیم سند الزامیه، و این اسناد هم اعتبار شهادت شاهد رو دارن و هم به عنوان القرار متقاضی هستن، اما در ثبت شرکت­ها نیاز به هیچ شاهدی نیست، و فقط دارندۀ حق امضا اقرار میکنه که سند با ثبت برابره.

با اینکه تمام مراحل ثبت شرکت با اطلاعات و شواهد ارائه شده از طرف متقاضیه انجام میشه، و مرجع ثبت از نظر قانونی اون رو مورد بررسی قرار میده، اما در صورت ارائۀ اطلاعات نادرست هر ذی نفعی میتونه از مراجع مربوطه ابطال شرکت رو درخواست کنه.

یکی دیگه از نکاتی که باید به اون اشاره کنیم اینه که چرا به اسناد ثبت شرکت­ها، آگهی ثبتی میگن؟ دلیل اصلیش اجباری بودن انتشار و اعلان اسناد ثبت شده در مراجع ثبت شرکت­هاست، که این اجبار در سایر اسناد مرتبط با اسناد رسمی یا املاک این اجبار وجود نداره. در حال حاضر به نظر میرسه نحوۀ نگارش اسناد تنظیمی در مرجع ثبت هم باید تغییر کنه، تا اعلامات ثبت شرکت­ها به عنوان سند رسمی، راحت­تر توی ذهن بیاد.

گفتار سوم: شرکت­های تجاری

تاجران و فعالان اقتصادی به دو گروه عمدۀ: شخص حقیقی تاجر و شخص حقوقی تاجر تقسیم میشوند. شخص حقوقی تاجر به معنی خاص­تر همون شرکت­های تجاریه. در حال حاضر فعالیت تاجران و بازرگانان و مخصوصاٌ شرکت­های تجاری تحت نظر قانون خاصی قرار گرفته­، به طوریکه اگر اشخاص حقوقی بخوان به فعالیت­های تجاری بپردازن، باید قبل از هر اقدامی نسبت به تشکیل و ثبت شخصیت حقوقی خودشون توی ادارات ثبت اقدام کنن، در غیر اینصورت نمی­تونن از حقوق و امتیازات مرتبط با شرکت­های تجاری بهره­مند بشن. تجارت گروهی در جهت استفاده از ظرفیت­های تجاری و بالا بردن سود و منفعت زمانی امکان پذیره، با ایجاد شخصیت حقوقی در زندگی اقتصادی و تجاری میشه به نوعی اعتبار سازی عمومی و بازرگانی رو ایجاد کرد.

نهاد شرکت­های تجاری از قانون تجارت بلژیک و فرانسه گرفته شده و با تصویب اولین قانون تجارت ایران در سال ۴-۱۳۰۳ وارد نظام حقوقی ایران شده، بدون اینکه تعریفی از شرکت تجاری در این قانون و قانون جایگزین اون یعنی قانون تجارت در سال ۱۳۱۱ ارائه بشه.

شرکت­های تجاری همیشه به وسیلۀ عقد قرارداد به وجود میان و دارای شخصیت حقوقی هستن.

طبق قانون تجارت، همۀ شرکت­های تجاری دارای شخصیت حقوقین و ثبت این شرکت­ها الزامیه و تابع همۀ مقررات قانونی ثبت شرکت­ها هستن.

مرحوم دکتر منصور صقری شرکت تجاری رو اینطوری تعریف می کنه: شرکت عهدی است که به وسیله دو یا چند شخص توافق می کنند آورده­هایی رو به منظور تقسیم منافع احتمالی، مشترکاٌ مورد تجارت قرار دهند.

دکتر اسکینی نیز شرکت تجاری رو این طوری تعریف میکنه: شرکت تجاری قراردادی است به موجب آن یک یا چند نفر توافق میکنن سرمایۀ مستقلی رو که از جمع آورده­های آن­ها تشکیل میشود، ایجاد کنند و به مؤسسه­ای که برای انجام مقصود خاصی تشکیل میشه، اختصاص دهند و در منافع و زیان­های احتمالی حاصل از به کارگیری سرمایه سهیم شوند.

برای ایجاد شخصیت حقوقی، از جمله شرکت­ها، شرایط زیر لازمه:

۱ – قصد و ارادۀ شخصیت حقوقی: برای تشکیل شخصیت حقوقی، وجود قصد و اراده، لازم و ضروریه و در غیر اینصورت و مثلاٌ هر وقت که گروهی توی یه مهمانی و یا مراسمی گرد هم بیان شخص حقوقی به وجود نمیاد.

۲ – هدفدار بودن گروه: این  گروه برای رسیدن به هدف خاصی پا به عرصۀ فعالیت میذاره. هرگاه دسته­ای از افراد، یا قسمتی از اموال بدون هدف کنار هم جمع بشن، شخص حقوقی تشکیل نمیشه. شخص حقوقی بعد از از بین رفتن هدف، حیات خودش رو از دست میده. بنابراین شخص حقوقی هم مثل شخص حقیقی آغاز و پایانی داره.

در قانون مدنی فرانسه تعریف شرکت تجاری به این صورته که: شرکت عبارت است از قراردادی که به موجب آن، دو یا چند نفر متعهد میشوند، شی را در شرکت بگذارند، با این هدف که منافع حاصله از آن را بین خود تقسیم کنند.

طبق نظر دیگه­ای از متخصصان شرکت تجاری این طوری تعریف میشه: شرکت تجاری عبارت است از سازمانی که بین دو یا چند نفر تشکیل میشود، که در آن هریک سهمی به صورت نقد یا جنس یا کار خود در بین می گذارند، تا مبادرت به عملیات تجاری نموده، و منافع و زیان­های حاصله را بین خود تقسیم کنند.

گفتار چهارم: تفاوت شرکت تجاری و شرکت مدنی

ساختار، تعریف­ها، مبانی و ماهیت شرکت­های تجاری با شرکت­های مدنی کاملاٌ متفاوته و از نظر حقوقی هم حقوق مدنی وتجارت با هم تفاوت دارن. در قانون مدنی شرکت این طور تعریف شده:” شرکت عبارت است از اجتماع مالکین متعدد در شی واحد به نحوه اشاعه(انتشار).” این تعریف بیشتر شبیه تعریف مشارکته تا تعریف یک شرکت به عنوان قراردادی با قالب شکلی مشخص و معین. در قوانین بعدی ثبت، شرکت­های مدنی هم پیش بینی شده؛ بنابراین تفاوت شرکت­های مدنی با شرکت­های تجاری از جمله تفاوت دراختیاری و یا اجباری بودن مشارکت و یا امتزاج (ترکیبی) به شرح زیره:

۱ – شرکت مدنی میتونه اختیاری باشه، مثل اجتماع حقوق مالکین در یک قرارداد و یا حتی میتونه اجباری باشه، در حالیکه شرکت تجاری کاملاٌ اختیاریه و مبتنی بر قرارداد بین اشخاصه.

۲ – در شرکت تجاری معمولاٌ هرگونه اقدام با نظر اکثریت انجام میشه و عده­ای از شرکا میتونن تصمیماتی بگیرن که برای بقیۀ شرکا هم معتبره، اما در شرکت­های مدنی نظر همۀ شرکا در تمامی موارد ملاک انجام پذیریه، و اقلیت یا اکثریت نمی تونن به جای شرکای دیگه تصمیم گیری کنن.

۳ – در شرکت­های مدنی، نحوۀ ادارۀ اموال مشترک تابع شرایط مقرر بین شرکا خواهد بود و در خصوص مشارکت اجباری هم تصمیمات با اخذ نظر به اتفاق آرا شرکاست، اما در قانون تجارت، در این زمینه برای هریک از انواع شرکت­های تجاری، مقررات خاص خودشون پیش بینی شده است .

۴ – رابطۀ بین اموال و آوردۀ شرکت در شرکت­های مدنی با شرکت تجاری متفاوته، به طوریکه در شرکت تجاری بعد از تشکیل شرکت، شرکا نسبت به آوردۀ خود حق عینی نداشته (مستقیماٌ به اموالی که در شرکت دارن دسترسی ندارن) و فقط به اندازۀ آورده در سرمایۀ شرکت سهیمند.

۵ – هدف از ایجاد شرکت تجاری کسب سود و تقسیم اون بین شرکاست در حالیکه هدف شرکت مدنی همواره کسب سود نیست.

۶ – شرکت تجاری مشمول مقررات ورشکستگیه، ولی شرکت مدنی مشمول این قانون نمیشه.

شرکت تجاری و بنگاه اقتصادی

مفهوم شرکت تجاری با بنگاه اقتصادی کاملا متفاوته. در علم اقتصاد بنگاه اقتصادی به مجموعه­ای از عوامل تولید گفته میشه که تحت اقتدار یک شخص (کارفرما، صاحبکار، کارآفرین اقتصادی) و با هدف بدست آوردن سود، کالایی رو تولید میکنن یا خدماتی رو ارائه میکنن. بنگاه اقتصادی ممکنه شخصیت حقوقی نداشته باشه. مالک بنگاه اقتصادی میتونه یک شخص حقیقی و یا حقوقی باشه، و موضوع اون میتونه تجاری یا غیرتجاری باشه. بنگاه تجاری اگر در قالب شرکت تجاری ثبت نشه، شخصیت حقوقی نداره. بنگاه­هایی که در قالب شرکت فعالیت میکنن، میتونن مسئولیت خودشون رو محدود کنن. در مواقعی که صاحب بنگاه یک نفره و امکان تشکیل شرکت در قالب­های مرسوم رو نداره، قوانین بسیاری از کشورها از جمله فرانسه این اجازه رو مید­ه که اون شخص شرکتی با عنوان بنگاه اقتصادی تک شخص و با مسئولیت محدود تشکیل بده، تا همۀ بنگاه­های اقتصادی بتونن به صورت شخصیت حقوقی فعالیت کنند.

گفتار پنجم: انواع شرکت­های تجاری

در قانون کشور ما شرکت­های تجاری به اشکال مختلفی در اومده­اند. در قوانین مربوط به شرکت­ها، شرکت­های سهامی، ضمانتی و نسبی و مختلط در نظر گرفته شده بود که در قوانین بعدی تغییراتی در ماهیت انواع شرکت­های تجاری به وجود اومد. بدون در نظر گرفتن اقسام شرکت­ها در قانون تجارت، میتونیم شرکت­ها رو براساس میزان مسئولیت شرکا، تابعیت شرکت­ها و یا موضوع شرکت­ها به اقسام مختلف تقسیم بندی کنیم.

شرکت­های تجاری بر اساس شخصیت شرکا و مسئولیت اون­ها به طور کلی به چهار دسته تقسیم میشن:

بند نخست: شرکت­های اشخاص

در شرکت­های اشخاص، شخصیت و اعتبار شرکا از اهمیت خاصی برخورداره، و شرکای شرکت معمولاٌ اشخاصی هستند که به شخصیت، اعتبار و سرمایۀ همدیگه آشنایی دارن، بنابراین شرکت شخص، شرکت­های خانوادگی و فامیلی هستن، این نوع شرکت­ها از دو ویژگی برخوردارند، اولاٌ با اینکه تابع تابع قانون تجارتن اما بیشتر اونا از قرارداد شرکا تبعیت میکنن، دوماٌ اینکه در این شرکت­ها شخصیت شرکا اهمیت اساسی داره و به اصطلاح، قرارداد شرکت وابسته به شخص شرکاست، بنابراین شخصیت اشخاص از نظرایجاد شخص حقوقی و انحلال اون با اهمیته. مسئولیت شرکا در شرکت شخص معمولاٌ بیشتر از آوردۀ شرکاست و در انواع شرکت­ها بسته به نوع شرکت، قوت و ضعف پیدا میکنه. از لحاظ نقل و انتقال شرکا و یا سهم الشرکه، رضایت تمامی شرکا لازمه. شخص ثالث میتونه برای وصول طلب خود، به فرد فرد شرکا مراجعه کنه و شریک ضامن ملزم به تادیه طلب شرکته. شرکت­های تضامنی و نسبی از مهمترین این نوع شرکت­ها هستن. طبق قانون شرکت­ تضامنی شرکتیه که تحت اسم مخصوص و برای امور تجاری بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل میشه. اگر دارایی­های شرکت برای تأدیۀ بدهی­های شرکت کافی نباشه هریک از شرکا، ضامن پرداخت کل بدهی شرکته.

از ویژگی­های مهم ثبتی در خصوص شرکت­های تضامنی، اینه که در زمان تأسیس شرکت تمام سرمایۀ شرکت می تونه نقدی یا غیرنقدی باشه. مدیران شرکت میتونن یک یا چند نفر از بین شرکا باشن و یا خارج از شرکا انتخاب بشن. در شرکت تضامنی هیچ کدوم از شرکا نمی تونن سهم خودشون رو به کس دیگه­ای انتقال بدن مگر اینکه رضایت همۀ شرکا رو برای این کار بگیرن، به همین دلیل صورت­جلسۀ نقل و انتقال سهم الشرکه باید به امضای همۀ شرکا برسه. از طرفی معمولاٌ انتخاب مدیران و یا افزایش سرمایه و سایر تصمیمات در شرکت­های تضامنی جدا از میزان مسئولیت­ها و با رضایت تمامی شرکا انجام میشه. البته در موارد جزیی اساسنامه، می تونه بدون در نظر گرفتن نظر جمعی تصمیماتی بگیره. طبق قانون هر شرکت تضامنی می تونه با تصویب همۀ شرکا به شرکت سهامی تبدیل بشه، دراینصورت رعایت تمام موارد قانونی مربوط به شرکت­های سهامی لازمه.

در قانون، شرکت نسبی این طوری تعریف شده: شرکتی که برای امور تجاری تحت اسم مخصوص، بین دو یا چند نفر تشکیل میشه و مسئولیت هر کدوم از شرکا به نسبت سرمایه­ای است که در شرکت گذاشته. تشریفات مربوط به شرکت نسبی مثل شرکت تضامنیه. به طور کلی شرکت­های نسبی محدودی در ادارات ثبت، به ثبت رسیده­اند و از لحاظ میزان مسئولیت خیلی شبیه شرکت­های مدنی هستن.

شرکت­های نسبی در حقوق کشور ما وجود داره ولی در حقوق کشورهای اروپایی دیده نمیشه. در واقع قوانین حاکم بر این شرکت، مخلوطی از حقوق مدنی و قواعد حقوق تجارت در مورد شرکت تضامنیه، و بیشترین تفاوت توی اینه که مسئولیت شرکا در قبال اشخاص ثالث به نسبت سهم الشرکۀ اونهاست.


لطفا به این محتوا امتیاز دهید